مشاوره كسب و كار
مشاوره كسب و كار
  1. خريدار بدبين

اين نوع خريدار نه تنها خلق و خويي شبيه به خريدار پرخاشگر دارد، بلكه با صراحت وبطور كامل ناباوري خود را نسبت به سخنان فروشنده ابراز مي دارد، تنها واكنش مناسب شما اثبات بدبيني اوست. اگر بار ديگر گفته هاي شما را بي اساس پنداشت و دستاويزي غير منطقي توسل جست، با همان شيوه با او رفتار كنيد. براي فرونشاندن شعله هاي بدگمان در قلب و ذهن خريدار بدبين، مي توان در قالب يك لطيفه، مضرات بدبيني را به او نشان داد.براي مثال بگوييد: اگر شما در وسط صحرايي بي آب و علف از فرط تشنگي در حال مرگ باشيد و من ليواني آب خنك تقديمتان كنم، آ يا به گمتن اين كه قصد مسموم كردن شما را دارم دست مرا رد خواهيد كرد. ؛آنگاه پرسش هاي او پاسخ قانع كننده بدهيد. به هر تقدير به وي اجازه ندهيد كه در رفاي ناباوري سير كند، بلكه بكوشيد تا به انحاي مختلفاورا از ظلمت و بدگماني بيرون آوريد تا با رويت واقعيتها آماده معامله شود.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۰۸:۳۷ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]
  1. خريدار پرخاشگر

كنترل اين نوع خريدار مستلزم مهارت فراواني است، زيرا او با يافتن كوچكترين بهانه اي به بحث و جدل مي پردازد . يك اصل اساسي در تجارت و بازرگاني مي گويد: "هميشه حق با مشتري است، حتي اگر اشتباه كند. فراموش كنيد هدف شما انجام معامله است و نه اثبات اشتباه مشتري". به هر حال پيروزي در مباحثه، به قيمت از دست دادن مشتري هرگز هدف فروشنده حرفه اي نيست.خريدار پرخاشگر خيلي مزاحم و دست و پاگير است. او در برابر هر سخني، به بحث و جدل مي پردازد، در برابر هر عقيده اي سوالي مطرح مي كند و صحت و سقم هر نكته را مي آزمايد. به هر تقدير بكوشيد اطلاعاتي را درباره او كسب كنيد و در عين حال هرگز در بازي اش شركت نكنيد. سپس در نهايت شكيبايي و خويشتنداري، گفت و گو را تا حصول بك نتيجه قطعي ادامه دهيد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۳۶:۴۷ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]
  1. خريدار پرحرف

هرگز مشتري پرچانه را مزاحم تلقي نكنيد، چرا كه نه تنها او مزاحم نيست بلكه با پرحرفي اطلاعات زيادي را درباره شخصيت خود در اختيار شما مي گذارد و در نتيجه كار شما را در مرحله شناخت مشتري سهل و آسان مي كند. فراموش نكنيد كه حتي نهنگ دريا با فوران آب از پشتش در برابر صيادان آسيب پذير مي شود.

شيوه برخورد: مادامي كه گفت و گوي او به فروش كالا مربوط مي شود، اجازه دهيد به سخنانش ادامه دهد. براي برانگيختن او بايد با گوش دادن به سخنانش، نياز رواني اش را ارضا كنيد. با وجود اين هرگاه احساس كرديد از موضوع منحرف شده است، قاطعانه و با ظرافت او را به اصل موضوع هدايت كنيد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۲۰:۰۱ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]
  1. 2-خريدار خونسرد و آرام

در برابر اين مشتريان، كالاي خود را در كمال خونسردي و آرامش به نمايش گذاريد و با اشاره به ويزگيهاي ممتاز آن، او را آماده توافق كنيد. در عين حال اگر با بي تفاوتي از سوي او روبرو شديد، بكوشيد با ذكر عبارتي، رغبت وي را برانگيزد و او را در مقابل عمل انجام شده قرار دهيد. براي مثال بگوييد: از قرار معلوم با آنچه گفتم موافقيد. پس من پنجاه كيلو x و سي كيلوy را برايتان بسته بندي مي كنم. به اين ترتيب، شما دست كم از نقطه نظر هاي او آگاه خواهيد شد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۵۲:۱۱ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

شيوه برخورد با 7 نوع مشتري

  1. خريدار كم حرف

خريدار كم حرف ظاهري اندوهگين دارد و بطور معمول در برخورد با فروشنده تازه كار و بي تجربه دچار اضطراب مي شود. او در تمام مدت عرضه ي كالا لب از سخن فرو مي بندد.براي برانگيختن مشتري كم حرف به يكي از روشهاي زير متوسل شويد:

  • دركمال آرامش و متانت بكوشيد تا علت سكوت او را دريابيد. چه بسا او در برابر فروشنده توانا و كاركشته، سكوت را بهترين سلاح بداند. با طرح پرسشهايي، سكوت او را بشكنيد. پاسخ به پرسشهاي شما نكات ارزنده اي را در شيوه برانگيختن او در اختيار شما ميگذارد. بعلاوه با طرح پرسشهاي مكرر مي توانيد از نقطه نظرهاي مشتري احتمالي خود بيشتر آگاه شويد.
  • سكوت را با سكوت پاسخ دهيد، سي ثانيه سكوت، سكوتي پايدار به نظر ميرسد و به احتمال زياد او را به سخن گفتن وادار مي كند.

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۲۶:۱۰ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

يكي ديگر از «بهترين تصميم هاي آقاي  پاتريك مولام  » در خصوص استخدام ها بود. آقاي  پاتريك مولام  يك مكان آموزشي سود آور و چندمليتي تاسيس كرد. زماني كه آقاي  مولام  به آنجا رسيد، اين مكان بخاطر گذر سال ها بسيار تخريب شده بود و آن جا به يكي از بدترين سايت هاي كاري تبديل شده بود. اين موقعيت در شهر اصلي و پذيراي دانش آموزاني كه براي مدارك واستاندارد مختلف ديگر آماده ميشدند، بود

زماني كه آقاي  مولام  به آنجا رفت،  عملكرد ضعيف كاملا آشكار بود: اكثر كارمندان و پرسنل خودشان را در جايگاه پرسنل ارتباط با مشتري نمي ديدند، بلكه خودشان را مسئولين تحصيلي مي دانستند. با اينكه در سمت يك مسئول تحصيلي بودن، بسيار خوب است و مشكلي ندارد، اينكه هنگامي كه بخواهيم آن ها را بجاي اينكه در سمت ارتباط با مشتري بگذاريم، در سمت مديريتي بگذاريم، كاملا اشتباه است. اين موسسه  به افرادي احتياج داشت كه خدمات را با يك لبخند ارائه دهند.

در طول يكسال، مركزي كه آقاي  پاتريك مولام  تاسيس كردبا توجه به معيارهاي چندگانه عملكردي، دربين ۵٪ مراكز برتر قرار گرفت.

اين ها تصميماتي هستند كه ميتوانند جهش ايجاد كنند، اين ها كارهايي است كه نتيجه تصميمات انساني است. اگر درست تصميم گيري كنيد، همه چيز در مسير درست پيش ميرود و اگر اشتباه كنيد، مسير حركتمان به سمت «پوچي» پيش مي رود و البته اين اتفاق در حساب بانكمان هم تكرار مي شود


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۱۴:۲۳ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

زماني كه آقاي  پاتريك مولام، مديرعامل هاروارد بيزينس، در سال ۲۰۱۰ بعد از خريد يك موسسه بواسطه سرمايه گذاران خارجي، در سمت مدير عامل يك شركت توليدي قرار گرفت . هنگامي كه مسئوليت رهبري را بر عهده گرفت، يكي از موسسين اصلي هنوز در اين تجارت حضور داشت؛ يكي از افرادي كه آقاي  پاتريك مولام  شركت و كارخانه را از آنها خريداري كرده بودند و يكي از موسسين بود  كه سمت بسيار كليدي را در آن سازمان بر عهده داشت. در واقع، اين شخص اتاق كناري برنامه توليد برند جديد را اشغال كرده بود

اين موسس مرد بزرگي بود. به شدت باهوش بود و به خوبي ميدانست كه چه كاري انجام ميدهد؛ اگر يك سري مهارت ها را نداشت، نميتوانست چنين كارخانه اي را بسازد. اما جاي تعجب نيست كه او نظرات زيادي درباره اينكه كارهاي سازمان بايد به چه صورتي انجام شده و پيش برده شود، داشت

در همان ابتداي كار، آقاي  پاتريك مولام  به اين مشكل پي برد. جداي اينكه وقتي فردي به ما مي گويد كه نبايد يك سري موارد كه خودتان براي آن برنامه ريزي كرديد، انجام دهيد خود مشكل ساز است، اين مشكل وقتي دوچندان مي شود كه اين فرد، شخصي باشد كه سابقا صاحب شركت بوده و مردان و زناني كه در آنجا كار ميكنند را استخدام كرده است. به سرعت، مشكلاتي نظير ناسازگاري پيام ها، اولويت ها و سهم اطلاعات (يا فقدان آن) بروزمي كند. اكنون زمان آن بود كه اين موسس از آنجا برود. در طول يك دوره شش ماهه، آقاي  پاتريك مولام  به اتفاق ايشان  روي يك خروج «نرم» كار كردند كه با توجه به آن در هر ماه زماني كه ايشان در دفتر كار ميكرد كمتر مي شد.

زمان خروجش از شركت، همه چيز شروع به كليك خوردن كرد. براي مثال، ايشان نظرش اين بود كه هر فردي را كه استخدام مي شود بايد پانزده سال سابقه كار در يك كارخانه توليدي شبيه به كارخانه داشته باشد. مشكل اينجا بود كه اين كارخانه يك تجارت بسيار تخصصي با يك محصول خاص بود. و در مركز ماساچوست قرار داشت. پس اين امكان وجود نداشت كه استعدادهاي بزرگ را از كلانشهرهايي كه مسير رفت و آمد آنها بسيار دور بود، استخدام كنند. 

ايشان همچنين با زيركي با كساني كه مدرك دانشگاهي داشتند، دشمني مي كرد. زيرا خودش مدركي نداشت، پس چه نيازي بود كه مهندسين مدرك داشته باشند؟ تقرينا تنها كساني  كه با معيارهاي او مطابقت داشتند در كارخانه استخدام شده بودند! با رفتن ايشان ، آقاي  پاتريك مولام  راحت تر مي توانست مديران را با يك فلسفه استخدامي جديد، استخدام كند و در مدت كوتاهي پرسنل بسيار خوبي كه بسيار به بالا رفتن ضريب استعدادي سازمان كمك كردند، استخدام كردند. اعضا جديد ، زماني كه بر روي مزيت مهندسي و نه كارمزدي تمركز كردند، به راحتي با ديدگاه ها و تصميماتي كه براي كارخانه گرفته بودند خودشان را وفق دادند

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۹:۲۱:۵۴ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

اين چنين تصميم هاي تجاري، ما را در جايگاه اول قرار ميدهد

بهترين تصميم هاي تجاري آنهايي نيستند كه برمبناي استراتژي، فروش يا بازاريابي گرفته مي شوند. يا حداقل به صورت مستقيم به اين موارد مربوط نمي شوند. اين تصميم ها هميشه آنهايي هستند كه افراد ميگيرند. اينكه چه كساني را استخدام مي كنيم، چگونه آن ها را مديريت ميكنيم و البته اين كه چه كسي را اخراج مي كنيم نسبت به مواردي كه ما معمولا فكر مي كنيم موفقيت از آنها ناشي مي شوند، تاثير بسيار بزرگتري بر روي نتايج مي گذارند.

اين مورد براي همه ما بديهي است؛ اينكه تصميمات از آسمان ها نازل نمي شوند كه بعد از آن مديراني كه در اتاق هاي كنفرانس نشسته اند در همان ابتدا آنها را لحاظ كرده و به آن عمل كنند. تعجبي ندارد اگر فراموش كنيم كه افراد تصميم گيرنده هستند. سرفصل هيچ يك از بخش هاي تجاري روزنامه ها بدين گونه نوشته نمي شوند: كه  با استخدام خوب آقاي .. در شركت.. باعث   بالا رفتن قيمت كالا شده است . بجاي آن موفقيت آقاي ...  به چيزهايي نظير تصميم گيري براي محصول نسبت داده ميشود:  و مثلا انتشار  محصول  جديد باعث افزايش فروش در فلان كارخانه  شده است

بهترين تصميم هاي تجاري ما هميشه حول مردم بوده است. در واقع در تصميم هايمان  دو مورد را مدنظر داشتم. يكي مربوط به استخدام ها مي شود؛ و ديگري مربوط به خاتمه ها. بگذاريد با مورد آخر شروع كنيم


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۵۱:۵۴ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

سرمايه در گردش از مهمترين بخش هاي مديريت در سازمان بوده و عهده دار مديريت دارايي هاي جاري در فعاليت هاي روزانه است. بايد از طريق برنامه ريزي ميان مدت امكان ايجاد تعادل، در مقابل تغييرات عوامل محيطي را پيش بيني كند و بر وجوه نقد، اوراق بهادار، حساب هاي دريافتني و موجودي كالا تاكيد دارد.  سرمايه در گردش خالص از تفاوت بين دارايي هاي جاري و بدهي هاي جاري  حاصل مي شود و به عنوان يك شاخص مناسب جهت بررسي و سنجش توانايي نقدينگي شركت،در مقابل بازپرداخت بدهي هاي جاري مورد استفاده قرار مي گيرد.

دارايي جاري، دارايي هايي هستند كه در طول يك دوره مالي قابل تبديل به وجه نقد باشند.اصولاَ وجه نقد براي خريد مواد اوليه ،پرداخت به كارگران و ديگر هزينه هاي توليد بكار گرفته مي شود.

سرمايه در گردش از دو بخش متمايز تشكيل مي شود

  • سرمايه در گردش ثابت : شامل وجوه نقد،حساب هاي دريافتني و موجودي كالا
  • سرمايه در گردش متغير : عبارت است از دارايي هاي اضافي كه در زمان هاي خاص در طول سال مورد نياز هستند ،مثلاَ نگهداري موجودي كالاي مازاد كه براي حمايت و پشتيباني در دوران رونق بازار بايد نگهداري شود.

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۴۴:۱۲ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

 

سازمانهاي  غير انتفاعي

در سازمانهاي غير انتفاعي نقش مدير يا ناظر از بسياري از جنبه ها، شبيه به همان چيزي است كه در بالا تشريح شد. دو چالش بيشتر در سازمان غير انتفاعي وجود دارد. يكي از آنها اين است كه آنها با افراد داوطلب براي همكاري با شركت آنها سروكار دارد. اين مسئله عموما در سازمان هاي انتفاعي رخ نمي دهد و نيازمند مهارت هاي مديريتي براي بهره وري و شناسايي زمان، انرژي و انجام وظايفي است كه داوطلبان براي سازمان انجام مي دهند. دومين چالش اين است كه سرمايه گذاري در يك سازمان غير انتفاعي از يك منبع خيلي متفاوت نسبت به سازمان هاي انتفاعي مي آيد. يك شركت انتفاعي، درآمدش از فروش محصول يا خدمات مي آيد. اما در دنياي غير انتفاعي درآمد به عنوان نتيجه ي افزايش بودجه مي باشد و يا به عنوان نتيجه ي منبع حكومتي يا ساير گروه هاي سرمايه گذاري است.  ايجاد درآمد بدين شكل، نيازمند مهارت هاي منحصر به فرد است تا رويداد ها را براي جذب پول سازماندهي كرده يا همچنين نيازمند استعداد و زماني است كه با حكومت يا گروه هاي سرمايه گذاري و همچنين با پيشنهادهايي مبني بر افزايش سرمايه گذاري هاي در حال جريان يا سرمايه گذاري هاي پروژه، متناسب باشد.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۹ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۴۷:۱۵ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 18
دیروز : 28
افراد آنلاین : 1
همه : 5258
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب
طراحی حرفه ای سایت  / ایمیل مارکتینگ شاپ / افزایش فالوور اینستاگرام / ساخت وبلاگ