مشاوره كسب و كار
مشاوره كسب و كار

شما مدير خوبي هستيد يا رهبر خوبي

جهان پر از مديران و رهبران است، كه هر دوي آنها براي يك كسب و كار موفق ضروري است و به ندرت مي توان فردي را يافت كه در هر دوي اينها، تسلط داشته باشد. وقتي شركت به سطح رضايتمندي از موفقيت رسيد، اينجا رهبر است كه مسيري جديد را طرح ريزي كرده و همه چيز را سازماندهي مي كند.

ده سوال زير، به شكل يك امتحان، به شما كمك مي كند تا مسير خود  را به سمت موفقيت و رضايتمندي بيابيد. نيازي نيست كه به سوالات پاسخ شفاف و گاه از روي عدم صداقت بدهيد، چراكه نمره ي بالاتر نشان دهنده ي پيروزي شما نيست و هيچ پاسخ صحيحي به هيچ يك از سوالات وجود ندارد. براي اينكه يك شركت به درستي هدايت شود و به جلو حركت كند، نياز به مدير و رهبر، به يك اندازه حائز اهميت است، پس به جز آنچه براي شما مناسب است و متناسب با شما و شخصيت و حرفه ي شما است، هيچ پاسخ كاملا مناسب و يا بهترين پاسخ براي شما وجود نخواهد داشت.

در انتها مشروحي مبتني بر امتيازات و نيز يك متن پيشنهادي براي شما وجود دارد كه به شما كمك مي كند تا در مسيرتان پيش رفت كنيد، خواه به عنوان يك مدير، يا به عنوان رهبر.

درست روزِ قرار بزرگي كه در پيش داريد، دوتا از كليدي ترين اعضاي گروه به شما اطلاع مي دهند كه بيمار شده و نمي توانند در آن جلسه شركت كنند. شما:

1-    با آنها تماس گرفته و آنها را اكيدا به آمدن تشويق مي كنيد.

2-    آماده مي شويد و تيم خودتان را آماده مي كنيد.

3-    ظرف 15 دقيقه همه چيز را روي هم ريخته و مجددا تقسيم مسئوليت مي كنيد.

4-    با معتمد ترين فرد مد نظر تماس گرفته و از او براي پذيرفتن اين نقش و اعمال تغييرات كمك مي خواهيد.

درست وسط پروژه تان هستيد، آن هم يك پروژه ي حياتي كه به يك باره شكستگي لوله باعث مي شود كف ساختمان دچار آب گرفتگي شده و به كامپيوتر هاي شما آسيب برساند.

1-    به دنبال راه حل گشته تا خودتان آن را درست كنيد، بدون اينكه كمترين مزاحمتي براي كارمندان ايجاد شود.

2-    با يك لوله كشِ اضطراري تماس گرفته و سعي مي كنيد در حال كار نيز بالاي سر او ايستاده تا در زمان سريع تري كار را انجام دهد.

3-    تيم را جمع كرده  و به دنبال ايده ي آنها هستم، آن هم به گونه اي كه جريان كار همچنان پيش رود.

4-    از اعضاي تيم مي خواهيد لپ تاپ هايشان را بردارند و از دستيار خود نيز مي خواهيد يك جاي بزرگ در يك رستوران محلي رزرو كنيد.

وظيفه ي شما اطلاع رساني به تيم و برگزاري نشست هاي منظم مي باشد. سخنراني شما تاكيد خواهد كرد بر:

1-    تيم چقدر خوب است .و چقدر از كاركردن با افراد لذت مي بريد.

2-    ارزش به قوانين شركت باعث افزايش بهره وري مي شود.

3-    اهميت همه ي كارمنداني كه فروش را مربوط به خود مي دانند و به صورت خلاقانه اي فكر مي كنند.

4-    توسعه هاي جديد جذاب در حوزه ي شما و انكه چگونه شركت شما مي تواند مسير آينده را پيش برد.

كارمنداني كه در ساختمان اداره در حال قدم زدن اند، ممكن است  شما را علاقه مند به خواندن ... بدانند:

1-    آيين نامه ها و سياست گذاري هاي شركت كه مي بايست آنها را اتخاذ كنيد.

2-    آخرين مجله هاي صنعتي يا كتابي از متخصصين كارامدي كه شما به آن ها علاقه منديد.

3-    زندگي نامه ي كسي كه زندگي اش به شما الهام مي بخشد.

4-    كتاب هاي پر فروش هاي جهان كه در نيويورك تايمز اعلام مي شوند.

 شركت شما گرفتار ركود شده و شما با هركسي براي كمك و برگزاري يك نشست تماس مي گيريد. در انتها، افراد شما با ... پاسخ مي گويند

1-    برگشتن به سمت ميز، احساس اضطراب اما كمي آرام تر از قبل.

2-    رها كردن كامپيوتر هاي خود وآغاز دوره هاي پيش نهادي شما، آن هم با عزمي جزم.

3-    با مخالفت و با ايده ها و نظراتي كه  دارند به ميز خود بر مي گردند، ايده هاي در تناقض با ايده ها يا پيشنهادات شما.

4-    با شور و شوقي كه دارند به ميز هاي خود باز مي گردند و خود را آماده مي كنند.

اخيرا شاهد حوزه اي بوده ايد كه در آن همه ي افراد از آنچه انتظار مي رفت بهتر عمل كرده اند.

1-    همه ي تيم را به يك ناهار دور همي دعوت مي كنيد.

2-    در يك كنفرانس از همه ي افراد بابت همكاري هاي لازم تشكر مي كنيد.

3-    از آنها دعوت مي كنيد تا در يك ضيافت شام، نقطه ي پيش روي بعديِ خود را نيز تعيين كرده و براي دوره ي زماني بعدي نيز برنامه ريزي كرده و تلاش كنند.

4-    هدف جديدي براي آنها پايه گذاري مي كنيد.

بالاخره اخر هفته رسيد اما اخر هفته اي پر ثمر: شما

1-    سعي مي كنيد به عنوان پاداش به خود، شنبه را كاملا بخوابيد.

2-    يك ايمل تحت عنوان "يك شغل عالي" قبل از اينكه جمعه برسد، در آخرين روز كاري هفتگي، براي همه ارسال مي كنيد.

3-    سعي مي كنيد براي شكستن ركورد هفته ي پيش، ايده هاي خود را واكاوي كنيد.

4-    هر روز وقت خاصي را صرف رويا پردازي براي يك پروژه ي جديد مي كنيد تا آن را يكشنبه صبح به همه معرفي كنيد.

وارد يك كنفرانس ساليانه شده و به دنبال برنامه ي جلسات وسخنراني ها مي گرديد. انتخاب مي كنيد كه اغلب وقتتان صرف ... شود.

1-    كارگاه هاي كاري و گروه هاي كوچكي با هدفِ رضايت كارمندان و كارامدي آنها.

2-    يادداشتي كليدي و جلساتي پيرامون بهبود و رشد كارمندان.

3-    يك كارگاه تمام روزه  پيرامون برقرار كردن يك خط سيرِ فردي و حرفه اي.

4-    ميزگردي با رهبران صنعتي و با حضور كارافريني مشهور.

شما مجبور هستيد كارمندي كه از او خوشتان مي آيد اما اثربخشي و كارامدي ندارد را حذف كنيد. وقتي او را به دفتر خود مي خواهيد و به او اين خبر بد را مي دهيد:

1-    با يك سخنراني تشويق كننده به او مي گوييد كه او استعدادهاي بسيار زيادي دارد كه مي تواند او را به پيش ببرد.

2-    به او مي گوييد كه در استخدامي هاي آتي او را در گزينه هاي اولويت دار، قرار مي دهيد.

3-    به او نام و شماره يك همكار را، با موقعيتي كه متناسب با او خواهد بود، مي دهيد.

4-    او را به يك ناهار دعوت مي كنيد و به او با آرامي مسير كاري كه مي تواند حقيقتا از آن لذت ببرد را معرفي مي كنيد.

يكي از كارمندان از شما مي خواهد پيرامون ترفيع موقعيتش با شما صحبت كند، در حالي كه مي دانيد اين امر موقتا شدني نيست. پاسخ شما اينگونه است:

1-    با آرامي اما با قاطعيت به او مي گوييد كه اين امر در يك سال آتي براي او مهيا تر است تا هم اكنون.

2-    با يك خود ارزيابي براي او تشريح مي كنيد كه به چه مهارت هايي نيازمند است.

3-    به او ريختن طرحي براي توسعه ي مهارت هايي كه نياز دارد و نيز مسيري كه بايد پيش برود، كمك مي كنيد.

4-    به او احتمالاتِ تغيير شغلي كه تا كنون متوجه آن نبوده است را نشان مي دهيد و او را بابت مسير هاي جديدي كه پيش روي خود مي گذارد، هيجان زده مي كند.

هم اكنون نمره ي كلي شما اينگونه است:

هر "1"، يك امتياز  دارد

هر "2"، دو امتياز دارد.

هر "3"، سه امتياز دارد.

هر "4"، چهار امتياز دارد.

 

شما در كدام گروه امتيازي قرار مي گيريد؟

10-15 امتياز:

شما يك مدير حمايت كننده هستيد كه علي رغم اينكه قوانين، سياست گذاري و چهارچوب ها را مي دانيد و نمي خواهيد خارج از آن نيز عمل كنيد، اما همواره راهنماي خوبي هستيد و سعي مي كنيد سازگاري خود را حفظ كنيد. شما براي شركت فردي ارزشمند محسوب مي شويد چرا كه خيلي كم شركت را در شرايط آشفتگي قرار مي دهيد و در برخورد با مسائل و شرايطي كه چندان مساعد نيست، داراي صبر و استقامت هستيد.  شما چرخهاي شركت را همچنان در حال حركت حفظ كرده و به ندرت در شرايط دراماتيك قرار مي گيريد.

اگر بتوانيد افراد تيم تان را نيز بيشتر درگير كار كرده وبا آنها مشاركت بيشتري داشته باشيد، بهره وري تان افزايش مي يابد و ممكن است برخي ايده هاي جديدتان را نيز به كرسي بنشانيد.

16-25 امتياز

شما در حل و فصل پيچيدگي هاي كار با كارمندان زياد، به خوبي عمل مي كنيد و مي توانيد به خوبي هر فرد را روي كار مهمي كه برعهده دارد متمركز كنيد.  استراتژي خاص خود را براي هر دليلي داريد اما معتقديد كه فقط يك كار را مي توانيد در آن واحد انجام دهيد. چگونگي كار با مسئوليت هاي سخت را مي دانيد و مي توانيد افراد را در يك مسير مسئوليتي خاص به سمت جلو پيش ببريد، حتي اگر بهترين تلاش خود را براي انجام آن وظيفه نمايش ندهند.

شركت به شما احتياج دارد، چون جهان در حال تغيير است و شما نمي توانيد همه چيز را براي هميشه به يك شكل انجام دهيد. شما به خوبي مي توانيد اعضاي تيم از بحرانهاي كوچكي كه برايشان پيش مي ايد، رهايي بخشيد و آنها در ادامه ي راه، بهبود بخشيده و شادي و رضايت آنها را فراهم كنيد.

شما مي توانيد با مشاركت گرفتن از ساير افراد حقيقي كسب و كار، خروجي خود را بهبود بخشيد. شما سريعا استعدادها و انرژي هاي پنهاني كه باعث برجسته شدن تيم مي شود را كشف مي كنيد.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۱۰:۰۸:۰۴ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

 

حقيقت تلخ اين است كه مطالعات رهبري نشان مي دهد 50 تا 67 درصد مديران شكست مي خورند. رئيس هاي بد و ناكارآمد بسيارند و در هر شركتي كه باشند خرابي هايي را به بار مي آورند. آنها همواره شكست مي خورند چون نمي دانند چگونه تيم بسازند، با چالش ها روبرو شوند، رهبري اثربخشي داشته باشند، احساسات فردي خود را كنترل كنند، برنامه ريزي اثربخشي داشته باشند، و امثال اين بي اطلاعي ها.جاي چندان تعجبي ندارد كه اعتماد به مديريت پايين بوده و امروزه كمتر شاهد مديريت كارمندان خود هستيم. پس اگر شما در يك تيم مديريتي ده نفره قرار داريد، نگاهي به سمت چپ و راست خود كنيد! 5 تا 7 نفر از مديران شكست خواهيد خورد.

آمار زير را مد نظر داشته باشيد:

ساعت مطالعه در حال كاهش يافتن است، كمتر از 28 درصد افراد ماهانه يك كتاب مطالعه مي كنند و 23 درصد آنها اصلا مطالعه نمي كنند.

مطالعه اي از سوي سازمان Accenture نشان مي دهد كه 21 درصد كاركناني كه به شركت مي پيوندند، در 5 سال پاياني تحت برنامه ي آموزشي قرار مي گيرند.

بسياري از مديران فاقد تعهد به آموزش در حال جريان اند. با گسترش منابع توسعه يافتگي، اين امر توجيه ناپذير است، اما هم چنان حقيقت دارد.

نكته اين جاست كه اگر ما نيز يك مدير باشيم مي توانيم همه ي اينها را تغيير دهيم و خود را متمايز كنيم. مي توانيم استاد رهبري شويم اما مي بايست آموزش هاي لازم را طي كنيم. اگر به دنبال پيشرفت هستيممي بايست تلاشي در جهت رسيدن به اين مهم انجام دهيم.

بر خلاف آمار بالا، شركت هايي كه در فهرستِ خوش شانسِ بهترين سازمان ها قرار دارند، 50 تا 70 ساعت آموزش در هر سال براي هر كارمند خود ارائه مي دهند. در اين جا به سه درس ضروري براي دست يابي به تسلط در رهبري اشاره مي كنيم.

درس اول: به درون خود بيانديشيد

رهبران كنوني يا گذشته ي ما به ما چه مي آموزند؟ يك رئيس بد به ما خواهد آموخت كه چگونه با مردم بد برخورد نكنيم. همواره درب اتاق وي در حال باز و بسته شدن به روي كارمنداني خواهد بود كه مي رفتند و مي آمدند. برخلاف او، ما ياد خواهيم گرفت مردم كالا نيستند بلكه شركاي ارزشمند ما مي باشند. يك رئيس خوب نيز با كارهايي كه انجام مي دهد، نشان مي دهد چگونه بهتر گوش دهيم. تجربه بهترين آموزگار نيست، تا زماني كه از آن چيزي نياموزيم.

بصورت منظم فعاليت هاي خود را نقد كنيم. سوالات سازنده ي زير را ازخود بپرسيم و به روي اشتباهات تاكيد نداشته باشيم چرا كه در اين صورت آنها را تكرار خواهيم كرد:

براي من كار به چه چيزي گفته مي شود؟

از اموري كه درست پيش نمي روند، چه چيزي مي توانم بياموزم؟

چه كار متفاوت تر و بهتري را مي توانم انجام دهم؟

به ياد داشته باشيم اين سوالات سوالاتي مثبت اند تا اينكه متمركز به روي شكست ها باشيم. مي بايست زماني را براي نشان دادن تجارب خود، به اين كار اختصاص دهيم وگرنه زمان طلايي را از دست داده و فرصت آموختن مجدد از درس هاي گذشته را نخواهيم داشت.

درس دوم: به ديگران نگاه كنيم... فهميده باشيم

يك مربي مي تواند در اين جا به ما كمك كند، بهترين كار نيز اين است كه يك داور با خود داشته باشيم. با استفاده از عقل و دانش ديگران ما مي توانيم از خطاهاي حياتي پيشگيري كنيم. يك مربي خوب مي تواند به ما در كشف نقاط كور كمك كرده و تفكر ما را گسترش دهد. در موقعيت متفاوت از مربي هايي متفاوتي استفاده كنيم تا براي بكارگيري مهارت هاي خود برروي مسيري كه كسب و كار خود را بروي آن پيش مي برم، موفقيت بيشتري را كسب كنيم باز هم رسيدن به اين مهم مستلزم تلاش بسيار است. همواره به ياد داشته باشيم، دانستن آن يك چيز , و اجراي آن چيز ديگري است.

درس سوم: خودآموز باشيم ... منتظر شركت خود نباشيم

آخرين باري كه به يك جلسه آموزشي پيرامون رهبري پيوستيد كي بود؟ آخرين بار چه موقع ارزيابي 360 درجه ي رهبري از خود داشتيم؟ در حالِ مطالعه ي كدام كتاب پيرامون رهبري هستيم؟ اين كارها مي بايست نوعي عادت براي ما باشد نه امري غير متعارف. چرا؟ قهرمانان حرفه اي براي اينكه در زمان بازي برتري داشته باشند، به صورت مداوم تمرين مي كنند. رقابت براي آنها چنان فشرده است كه حتي نمي توانند به استراحت خود بپردازند. براي اينكه در طول 4 سال براي المپيك آماده شويم مي بايست 10000 ساعت آماده سازي انجام داد. هر كارمند به صورت متوسط 37.5 ساعت در طول يك سال آموزش مي بيند كه اغلب آن براي كارمندان جديد است واغلب مديران نيز بيشتر آن را شركت نمي كنند.

بهتر است همه ي مديران را به برگذاري دوره هاي آموزشي خود تشويق كنيم تا از اين رو شاهد افزايش نتايج بهتر باشيم. بهترين مديران آنهايي هستند كه به آموزش يافتن علاقه مند بوده و آن را ادامه مي دهند. آنها به برنامه هاي آموزشي پيوسته، مقاله ها و كتاب ها را مطالعه مي كنند. شركت ما همه ي آنچه براي پيشرفت بدان نيازمنديم را ارائه نمي دهد بلكه خود ما مي بايست براي پيشرفت خود، سرمايه گذاري و هزينه كنيد.

 

عذر بدتر از گناه نياوريم. اگر مدام در طول زندگي خود آموزش نبينيم، دانش و مهارت ما كاهش خواهد يافت. از درس مثلثات دوره ي دبيرستان خود چه چيزي به ياد داريم؟ آيا در امتحان پاياني آن مي توانيم نمره ي قبولي را كسب كنيم؟.

 

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۸ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۱:۵۲:۲۱ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

چهار بايد و چهار نبايد در استفاده از رسانه هاي اجتماعي براي تجارت

به عنوان فردي صاحب تجارت، به خوبي از اهميتِ رسانه ي اجتماعي به عنوان راهي براي ايجاد ارتباط ميان تجارت خود و مشتري ها، آگاه هستيد.  هنگامي كه مشتري هاي بالقوه به دنبال محصول يا خدمات جديد مي باشند، عمدتا جستجوي خود را بر روي رسانه هاي اجتماعي آغاز مي كنند تا هم برند شما را بشناسند و هم آنچه ديگران پيرامون يك برند يا تجارت مي گويند را ببينند.

درحالي كه همه ي شركت ها در خلال بازاريابيِ خود در حال ايجاد استراتژي هاي رسانه هاي اجتماعي هستند، اما هر استراتژي موثر واقع نمي شوند.

اگر مي خواهيد استراتژي موثرتري را تضمين كنيد، كاتلين برنز، استراتژيست تجاري براي شركت هاي رسانه اي، چندين تاكتيك رسانه ي اجتماعي را براي برند ها تعيين مي كند كه مي بايست از برخي استفاده كرد و از برخي ديگر پرهيز كرد.

  1. خود را بشناسيد

هويتِ خود، هويت شركت خود و صداي كسي كه بر روي سكوي هر رسانه ي اجتماعي در حال صحبت كردن است را بشناسيد. با ايجاد ارتباط، كه به عقيده ي من اولين كاري است كه براي مشتري بايد انجام داد، مردم صداي كسي كه در حال ارتباط با آنها است را بهتر مي شناسند. بقيه ي تاكتيك ها زبان شما و آن چيزي است كه به هنگام به كاربردن الفاظ بروي توويتر، اينستاگرام يا فيسبوك مي بايست از آن استفاده كرد.

  1. جز حقيقت نگوييد

در صورتي كه آنچه مي گوييد رضايت بخش و اميدوار كننده باشد اما نتوانيد آن را برگردانيد، دچار دردسر بزرگي خواهيد شد. مشكل ديگر اين است كه آنچه مي گوييد بر خلاف آن چيزي است كه شما در شركت انجام مي دهيد.

  1. مخاطب خود را بشناسيد

شناخت اينكه با چه كسي طرف هستيد از اهميت بالايي برخوردار است. آنها چه كار مي كنند؟ چه موقع آنلاين هستند؟ مي توان با يك متخصص توانا در زمينه ي رسانه هاي اجتماعي همه ي اين ها را فهميد. شناخت اهداف شما به شما اين اجازه را مي دهد كه شكست ها و موفقيت هاي خود را ببينيد – رسانه هاي اجتماعي اين امكان را به شما مي دهد كه سريع تر از ديگر پلتفرم ها به اين شناخت از شكست ها و موفقيت هاي خود برسيد.

  1. درباره مخاطب خود، فرض نكنيد

اينكه شما فكر كنيد مخاطبتان مي خواهد به شكل خاصي عمل كند چون شما اينگونه فكر مي كنيد، اشتباه است. مخاطب شما مي بايست فاعل باشد، نه مفعول.كار شما بر روي شبكه ي اجتماعي، مكالمه اي بين شما و آن افراد مي باشد.

به چگونگي تغيير مخاطب خود نگاهي بيندازيد. با ايجاد ارتباطي منظم توسط تيم رسانه ي اجتماعي خود، آنها را بهتر بشناسيد. اين ها همان افرادِ خطِ مقدمِ رسانه يِ اجتماعي هستند كه با آنها شما مي توانيد نسبت به افراد به شناخت بهتر رسيده،  و درك بهتري داشته باشيد از آنكه چه چيزي درست است و چه چيزي نادرست. اين فرصتي براي شماست تا از چگونگي شناخته شدن  و دريافت برندتان، سريع تر شناخت پيدا كنيد.

 

 

  1. به جلو پيش رويد

مگر در صورتي كه خود شما استراتژيست رسانه ي اجتماعي توانايي هستيد، احتمالا صرف هزينه و انرژي براي آوردن فردي كه متخصص باشد، به صرفه است. براي اينكه اهداف خود را بهتر بسنجيد، شما نياز به فردي داريد كه غوطه ور در اين پلتفرم ها باشد.

 

  1. فرض نكنيد حضور شما در رسانه ي اجتماعي يعني همه چيز را راجع به آن   مي دانيد.

داشتن يك حساب شخصي به معني اين نيست كه شما همه چيز را در مورد تبليغات در فيسبوك و يا پست هاي توسعه يافته در توويتر و اينكه آنها چه كار مي توانند بكنند،مي دانيد. چون اين پلتفرم ها همه ساعته در حال اصلاح وتغيير اين كارها مي باشند، داشتن يك متخصص هميشه در دسترس، مي تواند جلوي بسياري از قلب دردهاي شما در آينده را بگيرد.

  1. آزموني را انتخاب كرده و روش شناسي را بشناسيد

با تيم رسانه ي اجتماعي خود و استراتژيست خود شروع كرده و مفاهيم مختلفي را انتخاب كرده تا ببينيد كدام يك انجام مي شود و كدام يك خير. هرچه بيشتر يك نظر را امتحان كرده و ببينيد آيا آن فرضيه با توجه به داده هاي مخاطبان آزمون معتبر است يا خير، به شاخص هاي بهتري دست يافته و شاخص هاي بهتري ايجاد خواهيد كرد.

  1. راحت نشويد

مي خواهيد مطمئن شويد كه متخصص خلاقي بكارگرفته ايد تا با ديگران برقراري ارتباط كند. نگاه سختي به استراتژي رسانه ي اجتماعي خود داشته باشيد . اگر جايي لازم بود تغييراتي را انجام دهيد و چيزي به آن اضافه كنيد. به يادداشته باشيد كه يك رسانه ي اجتماعي مي تواند تجارت شما را رونق دهد و يا در هم شكند. شما به دنبال راه حل يا استراتژي اي هستيد كه مردم را به سمت شما و استراتژي شما بكشد و كاري كنيد همواره براي چيز هاي بيشتر به سمت شما برگردند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۷ دى ۱۳۹۵ ] [ ۱۰:۱۱:۳۷ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

به روي بازار تمركز كنيم

استراتژي بازاريابي شما مي بايست:

  • نيازهاي متفاوت گروه هاي مختلف مشتري ها را تجزيه و تحليل كنيد
  • روي تو رفتگي هاي بازار متمركز شويد، جايي كه مي توانيد بهترين باشيد.
  • هدفتان اين باشد كه بيشترين تلاشتان به روي 20 درصد از مشتري هايتان باشد كه 80 درصد سود شما را تامين مي كنند.

فراموش نكنيم از موارد زير پيروي كنيم:

  • براي گرفتن بازخورد به فردي از بيرون به عنوان نفر سوم نزديك شويم – البته او نيز ممكن است برخي رخنه ها و نقاط ضعفي كه داريم را نبيند.
  • استراتژي بازاريابي خود را اثرگذار كنيم، آن هم با طرح بازاريابي كه اهداف اقدامات، تاريخ ها، هزينه ها، منابع و برنامه هاي اثربخش فروش را مشخص مي كند.
  • اثربخشي آنچه انجام مي دهيد را ارزيابي كنيد. آماده ي تغيير مسائلي باشيد كه چندان موثر واقع نمي شوند.

از اين دام ها پرهيز كنيد:

  • فرضيه بافتن پيرامون نياز مشتري
  • ناديده انگاشتن رقابت
  • سعي در رقابت بر سر صرفا قيمت
  • متكي بودن به صرفا چندين مشتري
  • سعي در رشد خيلي سريع
  • درباره ي آنچه عرضه مي كنيد از خود راضي شده و در خلاقيت ها با شكست مواجه شويد.

     

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۳ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۰۰:۱۸ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

توسعه ي استراتژي بازاريابي خود:

با شناخت نقاط ضعف و نقاط قوت دروني كسب و كارتان، و نيز موقعيت ها و تهديدات خروجي، مي توانيد استراتژي اي را توسعه دهيم كه براي نقاط قوت ما نقش ايفا كرده و متناسب با موقعيت هاي نوظهور پيش روي ما باشد. همچنين مي توانيم نقاط ضعف خود را شناسايي كرده و سعي كنيم آن ها را به حداقل برسانيم.

گام بعدي اين است كه طرح بازاريابي توام با جزئياتي بكشيم كه اقدامات خاصي را براي عملي كردن اين استراتژي، پيش روي ما بگذارد.

سوالاتي كه به هنگام توسعه ي استراتژي مان مي بايست از خود پرسيد:

  • چه تغييراتي در محيط كسب و كار در حال وقوع اند؟ آيا اينها موقعيت محسوب مي شوند يا تهديد؟
  • نقاط قوت و نقاط ضعف ما چيست؟
  • مي خواهم به چه چيزي دست يابم؟ شفاف، واقع گرا و هدفمند باشيد.
  • مشتري ها به دنبال چه هستند؟ نيازهاي آنها چيست؟
  • كدام مشتري ها سوداور تر از بقيه اند؟
  • چگونه مشتري هاي بالقوه را هدف گذاري مي كنم؟ آيا اين همان گروهي است كه به صورت اثربخشي مي توانم آن ها را هدفگذاري كنم؟
  • بهترين راه براي برقراري ارتباط با آنها چيست؟
  • آيا خدمات مشتري ام را  مي توانم بهبود بخشم؟ اين مي تواند روشي كم هزينه براي بدست آوردن مزيت رقابتي باشد در برابر رقبا، حفظ مشتري ها، افزايش فروش و ايجاد محبوبيتي مناسب باشد.
  • آيا تغيير محصولات و خدمات باعث افزايش فروش و سودآوري مي شود؟ براي حفظ رقابت اغلب كالا ها و خدمات مي بايست همواره به روزرساني شوند.

بهترين روش توزيع و فروش محصولات من چيست؟

چگونه خدمات يا محصولاتم را قيمت گذاري كنم؟   

چگونه مي توانم از اثربخشي استراتژي بازارايابي خود اطمينان حاصل كنم؟ بررسي كنيم ببينيم مشتري هاي ما چگونه از كسب و كار ما اطلاع پيدا مي كنند.

نكته ها و تله ها:

قبل از اينكه نگاهي به بازار جديد بياندازيد، به اين فكر كنيد كه چگونه حداكثر استفاده از مشتري هاي كنوني ببريد – اين معمولا اقتصادي تر و سريع تر است تا پيدا كردن مشتري هاي جديد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۲ دى ۱۳۹۵ ] [ ۱۰:۳۰:۱۲ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

شناسايي نقاط ضعف و نقاط قوت شما:

استراتژي ما مي بايست پاسخگوي اين نيز باشد كه چگونه نقاط قوت و نقاط ضعف ما مي تواند بر بازاريابي مان تاثير گذار باشد.

سند استراتژي بازاريابي ما، با تحليل قدرتمند و صادقانه ي SWOT، يعني نگاهي به نقاط قوت، ضعف، موقعيت ها و تهديد ها، آغاز كنيم. يك پيشنهاد خوب اينكه، يك سري تحقيقات بازاري به روي مشتري هاي كنوني خود در اين نقطه انجام دهيم، كه اين كار به خوبي باعث مي شود به ما تصويري صادقانه از محبوبيت ما در بازاركار ارائه دهد.

نقاط قوت شامل:

-         خدمات مشتري انعطاف پذير و فردي

-         ويژگي يا مزيت هاي خاصي كه محصولات ما پيشنهاد مي دهد

-         دانش يا مهارتي تخصصي

نقاط ضعف شامل:

-         منابع مالي محدود

-         نداشتن محبوبيت

-         سيستم حسابداري ناكارامد

موقعيت ها شامل:

-         تقاضاي افزايش يافته از بخش منحصربفردي از بازار

-         استفاده از اينترنت براي دست يابي به بازار جديد

-         تكنولوژي هاي جديدي كه به شما امكان بهبود كيفيت را مي دهد

تهديدات شامل:

-         ظهور يك رقيب جديد

-         نسخه پيچيده تر، جذاب تر و ارزان تر محصولات يا خدمات ما

-         وضوع قوانيني كه باعث افزايش هزينه ها مي شود

-         ركود وضعيت اقتصادي و كاهش تقاضا

مي باشند.با انجام تحليل خود، سپس مي توانيم تاثيرات بالقوه اي كه هر عنصر ممكن است بر استراتژي بازاريابي ما بگذارد را بسنجيم.

براي مثال، اگر مقررات جديد هزينه ي رقابت در بازاري كه ما در آن دچار ضعيفيم را افزايش مي دهد، ممكن است به جاي آن به دنبال موقعيت ديگري برويم. از سوي ديگر اگر محبوبيت خوبي داريم و رقباي كليدي مان دارند حسرت اين محبوبيت ما را مي خورند، مقررات ممكن است موقعيتي تهاجمي براي رقباي جديد ايجاد كند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۴۰:۲۰ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

عناصر كليدي يك استراتژي بازاريابي موفق:

 

يكي از عناصر كليديِ استراتژي بازاريابي موفق، اين اعتراف است كه مشتري هاي كنوني و بالقوه ي ما به بخش ها و گروه هاي منحصر بفردي تقسيم مي شوند و با توجه به "نيازهاي" شان، مشخص مي شوند. شناسايي اين گروه ها و نيازهايي هرگروه از طريق تحقيقات ميداني و بازاري و سپس مد نظر قرار دادن آنها به صورتي موفق تر نسبت به رقباي مان، مي بايست نقطه ي تمركز استراتژي مان باشد.

سپس مي توانيد يك استراتژي بازاريابي ايجاد كنيد كه از نقاط قوت ما بيشترين استفاده را برده و آنها را با نيازهاي مشتري هايي كه مي خواهيد به عنوان مشتري هاي خودمان انتخاب كنيم، تناسب داشته باشد. به عنوان مثال، اگر يك گروه منحصر بفرد از مشتري ها به عنوان اولين اولويت و بالاتر از همه ي اولويت ها به دنبال كيفيت اند، پس هرنوع فعاليت بازاريابي كه با هدف آنها صورت مي پذيرد مي بايست متوجه كيفيت بالايي باشد كه مي توانيد به آنها عرضه كنيم.

با انجام اين كار، بهترين فعاليت بازاريابي را انتخاب كنيد كه تضمين كننده ي همان خدمات و محصولاتي است كه ما به  بازار هدف عرضه مي كنيم.

اين كار از طريق شكل هاي گوناگون تبليغات، نمايشگاه ها، روابط عمومي ها، فعاليت هاي داخلي و اگر براي فروش محصولات خود به ديگران متكي هستيد، با ايجاد استراتژي "نقطه ي فروش" موثر، صورت مي گيرد. فعاليت هاي خود را به روش هايي متكي كنيد كه فكر مي كنيد به بهترين شكل عمل مي كنند و از توزيع ولخرجانه ي بودجه ي خود پرهيز كنيم.

يك عنصر كليدي كه اغلب ناديده گرفته مي شود، نظارت و ارزيابي چگونگي اثربخشي استراتژي است. اين عنصر كنترلي نه تنها به ما كمك مي كند تا ببينيد استراتژي عملا چگونه كار مي كند، بلكه مي توانيد به ما پيرامون استراتژي بازاريابي آينده مان كمك كند. يك ابزار ساده اين است كه از هر مشتري بپرسيد چگونه از محصولات، خدمات و كسب و كار ما آگاهي پيدا كردند.

با انتخاب استراتژي بازاريابي خود، طرح بازاريابي خود را نيز بكشنيم تا مشخص كنيم چه برنامه اي براي ايجاد و ارزيابي موفقيت آن استراتژي ريخته ايم. اين طرح و برنامه مي بايست دائما مورد بازبيني قرار گيرد تا بتواند سريعا به تغييراتي كه در صنعت ما ،  در ديدگاه ها، نياز ها و منطقه ي گسترده ي اقتصادي ما پيش مي آيد، پاسخ گو باشد.

 

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۸ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۱۴:۲۰ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

 

استراتژي بازاريابي خاص خود را ايجاد كنيم

براي هر كسب و كار، توسعه ي استراتژي بازاريابي ضرورت دارد و بدون آن تلاشهاي ما براي جذب مشتري، بي سرانجام باقي مي ماند.

استراتژي مي بايست به روي اطمينان حاصل كردن نسبت به اين كه محصولات و خدمات ما نيازهاي مشتري هاي را رفع مي كند، متمركز باشد و يك رابطه ي سودآور و دراز مدت را با مشتري ها ايجاد كند.

براي دست يابي به اين هدف، نياز خواهيد داشت تا يك استراتژي انعطاف پذير ايجاد كنيد كه بتواند پاسخگوي تغييرات و تقاضاي مشتري ها باشد. اين مهم، ممكن است همچنين به ما كمك كند تا كل بازار جدي را كه مي تواند با موفقيت به عنوان بازار هدف مد نظر قرار گيرد، شناسايي و هدف گيري كرد.

هدف استراتژي بازاريابي ما مي بايست شناسايي و سپس انتقال مزيت هاي سفارشات كسب و كار شما به بازار هدف مان باشد.

با ايجاد و پياده سازي استراتژي خود، بر اثربخشي آن نظارت داشته و براي حفظ موفقيت آن، هر نوع سازگاري كه لازم است را در خود ايجاد كنيم.

اين راهنمايي ، به ما كمك مي كند تا مشتري هايي كه مي بايست بر آنها متمركز شويم و نيز اهداف كليدي مان براي دست يابي به اين دسته از مشتري ها را شناسايي كنيم.

-عناصر كليدي يك استراتژيِ بازاريابي موفق

-شناسايي نقاط ضعف و قوت خود

-توسعه ي استراتژي بازاريابي خود

-نكته ها و تله ها

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۶ دى ۱۳۹۵ ] [ ۱۰:۰۰:۳۶ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

 

بايد مواظب باشيد:

اگر منحصر به فرد بودنمان رافراموش كرده و تلاش كنيم همه چيز براي همگان باشيم، به سرعت وجوه تمايزمان را از دست مي دهيم. اگر تغييرات بازار را درنظر نگيريم باعث مي شود تا اهميت موارد تمايزمان كاهش يابد.

انتخاب مي تواند ظالم باشد :

گزينه هاي مناسب متعددي براي انتخاب مشتريان آماده شده واگر مرتكب اشتباهي شويم برايمان بسيار گران تمام مي شود. رقبا كسب و كارمان را از چنگمان در مي آورند وباز پس گيري آن خيلي آسان نيست. شركت هايي كه اين را درك نكنند از بين مي روند و اين ظالمانه است.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۳ دى ۱۳۹۵ ] [ ۱۲:۰۱:۲۴ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]

3 ويژگي مهم كه تبليغات موثر بايد داشته باشند:

1-      هر تبليغ بايد حاوي يك پيشنهاد براي مصرف كننده باشد. نه فقط تعريف زياد از فرآورده ها هر تبليغ بايد به مخاطب بگويد:

( اين فراورده را بخر و از اين فايده مشخص آن بهره ببر).

2-      پيشنهادات ارائه شده بايد در مورد چيزي باشد كه رقبا آن را عرضه نكرده يا نمي توانند عرضه كند. پيشنهاد بايد منحصر به فرد باشد.

3-      پيشنهاد بايد آنقدر قدرت داشته باشد كه بتواند توده هاي ميليوني را به حركت درآورد.( يعني مشتريان جديدي را جذب فرآورده كنيم).


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۲ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۴۶:۳۸ ] [ الهام جوادپور ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
[#VoteTitle#]
[#VTITLE#]
     نتیجه

لینک های تبادلی
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 38
دیروز : 13
افراد آنلاین : 1
همه : 7831
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب